خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





طایفه ناروئی

    صفحات شبکه های اجتماعی طایفه نارویی

    دوستان از طریق صفحات زیر به ما بپیوندید

    اینستاگرام:

    https://www.instagram.com/narouei.baloch

    تلگرام:

    http://telegram.me/naroey

    فیس بوک:

    http://facebook.com/narouei-nation

     

     

     

    [ جمعه 95/2/10 ] [ 4:55 عصر ] [ ناروئی ] 3 نظر

    نرم افزار اندروید طایفه نارویی

     

    هم اکنون می توانید نسخه اول نرم افزار اندروید طایفه نارویی را دانلود نمایید.

    جهت ارتقاء بهبود برنامه لطفا اطلاعات خود را راجب منطقه و تیره خود به ایمیل یا بخش نظرات همین مطلب ارسال نمایید.

     

     

     

     

    دانلود

     

     

     

     

    [ جمعه 94/10/11 ] [ 1:43 عصر ] [ ناروئی ] 8 نظر

    فرهنگ سازی

    با سلام خدمت دوستان گرامی، واقعا جای تاسف داره بعضی ها برای خالی کردن عقده های شخصی تو اینترنت جستجو می کنن! من نظرات رو آزاد گذاشتم چون زیاد وقت ندارم بیام یکی یکی تاییدشون کنم اما می بینم بعضی افراد نا بالغ اینجا رو با خونه و خونوادشون اشتباه گرفتن، آقای عبدالحمید خدایار که مطلبی رو برای وبلاگ فرستاده بودن آدم بزرگوار و فهیمی هستن، شمایی که فحش می نویسید اگه اشتباهی در مطلب آقای خدایار دیدید به جای فحش اصلاحش کنید، سعی کنید یکم فرهنگمون رو بالا ببریم! اونایی که به بنده فحش دادن میخوام بگم برادرمن، من هر مطلبی نوشتم منبع و مرجعش رو هم نوشتم و هیچ مطلبی ساخته خودم نبوده...

    دوستانی هم که درخواست داشتن در مورد تیره اون ها مطلب نوشته شه، لطفا خودتون این زحمت رو بکشید و مطالب رو برای ما بفرستید تا تو وبلاگ قرار بگیره از طریق آدرس های زیر:

     

    G-mail: narouei054@gmail.com

    facebook: narouei-nation

    beetalk:narouei

    line:narouei

     

     

    [ دوشنبه 93/5/13 ] [ 11:56 صبح ] [ ناروئی ] 9 نظر

    نارویی

    سلام خدمت بازدید کنندگان محترم

     

    به علت درس و دانشگاه خیلی وقته نتونستم وبلاگ رو آپ کنم یعنی دیگه فرصتی برای تحقیق و مطالعه نیست.

     و به این زودیا هم نمی تونم مطلب بذارم.

    اما کار وبلاگ کلا تعطیل نمیشه!!!

     

    و همچنین می تونید به صفحه نارویی ها تو فیس بوک سر بزنید اونجا مطالب بیشتری نوشتم و امکان داره اونجا بیشتر آپدیت شه.

     

    از عزیزانی که از وبلاگ مطلب کپی می کنن خواهشمندم منبع رو هم ذکر کنن تا حق ما ضایه نشه!

    از دوستانی هم که نظر میدن و لطف دارن به ما ممنونیم

     

    در ضمن بعضی ها فکر می کنن مطالب وبلاگ همین چندتاست که روی صفحه نمایش دارن که این طور نیست برای مطالعه تمام مطالب می تونید به آرشیو سر بزنید.

     خرداد 89

    اردیبهشت 89

    مرداد 89

    آبان 89

    اردیبهشت 90

    مرداد 90

    آذر 90

    شهریور 90

     

     

    [ شنبه 91/7/22 ] [ 6:8 عصر ] [ ناروئی ] 7 نظر

    حکمرانی خاندان شیرانی (نارویی)

    شیرانی نام طایفه ایی است در بلوچستان جنوبی ایران(مکران) کم حدود 300سال بر بلوچستان حکومت کرده اند ویکی از طوایف ایل نارویی میباشند

    حوزه ی تحقیق محدوده ای است که تابع حکومت بنت در زمان خاندان شیرانیها است و آن شامل منطقه ای است

     

    بنت و دشتهای که تابعی از بنت است ،فنوج و کتیج که در اسناد از آنها به عنوان فنوج ویشته هم نامبرده می شود.

     

    این منطقه در جنوب غربی بلوچستان قرار دارد و در تقسیمات کنونی کشور دهستا نهای بنت و فنوج و کتیج تابع بخش بمپور از شهرستان ایرانشهر ،و دشتهای تابع شهرستان چاه بهار می باشد.

     

    دامنه ی حکومت بنت تا زمان علیخان ،آخرین حاکم خاندان شیرانیهای محدود به دو منطقه ی بنت و دشتها بود .با مرگ محمد خان شیرانی حاکم فنوج و کتیج نیز جزو قلمرو حکومت بنت شد.

     

    اوضاع جغرافیائی

     

    قلمرو حکومت بنت در زمان علیخان نقدی محدود بود ،از جنوب به دریای عمان حد فاصل رود خانه های رابچ و سدیچ ،از شمال به مناطق دلگان و مسکوتان ،از شرق به مناطق لاشار و مسکوتان ،واز غرب به کوههای بشاگرد از ناحیه تنگ تامیهان

     

    مناطق فنوج و کتیج کوهستانی هستند. وهوای انها از دیگر قسمتهای حوزه تحقیق خنک تر است .فنوج در حد بالای حوزه ه ی آبریز رودخانه رابچ واقع ،و شامل یک فرورفتگی است که از شرق به غرب کشیده شده است.ارتفاع آن از سطح دریا 800متر .تمام این دو منطقه آبی است که توسط چشمه های ،قنوات و رود خانه های آبیاری می شوند .مهمترین محصولات آن ها خرما ، ذرت و گندم است .علاوه بر آن کشت برنج در فنوج ،در توتون در کتیج اهمیت بسزائی دارند ،خرمای در امتداد رودخا نه ها قرار دارند،و در پاره ای آر آنها تمامی زمین های روستا به وسیله ی آب همان رود خانه مشروب می شوند.

     

    فنوج در دامنه ی کوه سفید واقع است.راه ارتباطی فنوج جاده ای است خاکی به طول 90کیلومتر از ده اسپکه – که در 120کیلومتری شهرستان ایرانشهر قراردارد.ده فنوج وده کتیج نیز توسط جاده ای به طول تفریقی 60کیلومتر به دیکدیگر مرتبط می باشند .راه ارتباطی بنت و فنوج نیز جاده ای است مال رو در پیچ و خم رودخانه رابچ .این رودخانه در منطقه ی فنوج به نام رود خانه فنوج و در نزدیکی بنت به نام رود خانه ی بنت خوانده می شود.

     

     

    [ سه شنبه 91/2/26 ] [ 7:27 صبح ] [ ناروئی ] 7 نظر

    سردار خدادخان نارویی

    در عهد قاجاریه، امیر شوکت الملک خزیمه علم که حاکم منطقه سیستان و قائنات محسوب می شده است، سردار عیدوخان ریگی در منطقه سرحد، زیر بار دولت وقت نمی رفته و به اصطلاح یاغی می شود. به دستور پادشاهان قاجار، خزیمه از سرداران زابل درخواست می کند تا با سپاهی از جنگجویان زابلی به منطقه عزیمت و او را قلع و قمع و از بین ببرند. سرداران وقت، از دو گروه بزرگ یعنی نارویی ها( سردار خدادخان نارویی) و پردلی ها و بقیه سرداران محلی با عده ای از عوامل خود و با تجهیزات کامل به سمت میرجاوه حرکت و در بین راه از حوالی زاهدان و میرجاوه نیز از مردم محلی تعدادی تفنگچی و نیروی های دیگر را به خدمت می گیرند، در نزدیکی های مقر عیدوخان، فرستاده ای را به دربار او می فرستند و پیام داده می شود که ما برای قلع و قمع تو آمده ایم. او دو روز وقت می خواهد و در این مدت وضعیت نیروها و تجهیزات این سپاه را بررسی می کند، ارزیابی ها نشان می دهد که نمی توان با آنها مقابله کرد، بنابر این اعلام می نماید که من تسلیم هستیم و از این پس در خدمت دولت می باشم. سرداران زابلی علیرغم اینکه دستور کشتن بدون شرط او را داشته اند، چون او خود را تسلیم می کند، کشتن او را مغایر با رسم جوانمردی می بینند و دستور برگشت سپاه به زابل داده می شود.

    خزیمه علم، برای اینکه کار به سرانجام برسد، همزمان با حرکت سپاه زابل، با عده ای از بیرجند برای کمک و پشتیبانی سپاه زابل عازم میرجاوه می شود. در محلی به نام "چاه دیوان" در نزدیکی های حرمک، خزیمه علم سرداران زابلی را در حال برگشت می بیند، همانگونه سواره از آنان توضیح می خواهد که چه کرده اید؟ و شرح ماوقع برای ایشان تعریف می شود و او برآشفته می شود و می گوید من دستور کشتن بی چون و چرای او را داده ام شما او را رها کرده اید که تسلیم شده؟

    بحث به درازا می کشد و آنان را در محل چاه دیوان به محاکمه می کشد( علت نامگذاری آن محل به نام چاه دیوان، این محاکمه ای است که در آنجا صورت گرفته است.) نهایتاً زانو های سردار پردلی را بر پشت شتر بسته و با خودش به بیرجند می برد و سردار خدادخان نارویی با عده ای دیگر به زابل بر می گردند.

    افرادی که از منطقه زاهدان و میرجاوه با زابلی ها همکاری نموده اند، از ترس برخورد عیدوخان با آنها، به منطقه برنمی گردند و سرداران زابلی آنها را بین خود تقسیم و تعهد می کنند تا هر کدام تعدادی را در زمین های خود اسکان دهند.

    ریگی های جلایی توسط سردار خدادخان نارویی که در منطقه خواجه احمد حاکم بودند در روستای جلایی اسکان می یابند.

    تعدادی از هاشمزهی ها و توتازهی ها در حوالی قلعه کهنه( فیروز آباد) اسکان می یابند.

    تعدادی از سرحدی ها، بندهی ها، ملک رئیسی ها، شه بخش ها، سالارزهی ها و ... در حوالی سکوهه و دولت آباد اسکان می یابند و از آن پس جمعیت آنها افزایش می یابد.

     

     

    [ سه شنبه 91/2/26 ] [ 7:25 صبح ] [ ناروئی ] 3 نظر

    حکومت نارویی ها (4)

    اکر خان مقیم فنوج شد و با یک بلیده ای از خانواده سرداران وصلت کرد، حسین خان هم با طایفه بلیده ای وصلت کرد و در قصر قندوگه (=نیکشهر) ساکن شد. پس از او پسرش سعید خان هم بلیده ای بود، هم شیرانی قلعه ی گه را از جانب بلیده ای ها اداره می کرد. بنت و بنادر را هرازمادرش به ارث برد و با کمک اقوام مادرش سرباز را نیز گرفت و به پاس همکاری با دولت مرکزی والی بلوچستان شد (سازمان برنامه، ص 5-84) وی در سال 1333 هجری مرد و پسرش حسین خان که کوچک بود، حکومت را بدست گرفت و اگر انگلیسی ها از او حمایت نکرده بودند، اسلام خان شیرانی که داعیه بزرگی خاندانی شیرانی را داشت او را از بین می برد. در زمان وی دوست محمد خان بارک زیی قدرت گرفت و بر همه جا مسلط شد، وی مدعی استقلال بلوچستان بود، ولی پاس خاطر شیرانی را نگه داشت، تا آنکه در سال 1306 ه.ق دوست محمد خان از قوای دولتی ایران شکست خورد و قوای دولتی در نقاط حساس و مهم مکران مستقر شدند. حسین خان هم به خدمت دولت در آمد. (برقعی، ص 6-45)

    [font=B Nazanin]ازدواج‌های سیاسی طایفه نارویی : نارویی‌ها در سیستان و هم در بلوچستان زیر بنای قدرت خود را با پیروی از اصل ازدواج‌های مصلحتی و برقراری روابط خویشاوندی با خوانین پی ریزی کردند. علم خان نارویی در سیستان دختر خود را به ابراهیم خان سنجرانی[/font](17) داد. شریف خان نارویی نیز از وصلت با خانواده سنجرانی در موقعیتی قرار گرفت که میر علم خان حاکم قاینات دخترش را برای پسر خود عقد نمود (نمودار خویشاوندی) ولی قدرت در طایفه نارویی سیستان از این دو تن فراتر نرفت، با آنکه شریف خان بهترین بهره را از این پیوندهای زناشویی برد و ثروت هنگفتی اندوخت اما پسرش سعید خان مقهور امیر علی اکبر خان شوهر خواهر خود شد که بیشترین امنیتهای پدر زن را تصاحب کرد و به برادر زن مجال ترقی نداد. (تیت، ص 1/ 179) ولی نارویی ها ی بلوچستان در استفاده از این سیاست موفق تر بودند، آنها از برقراری روابط خویشاوندی با سایر طوایف به بسط قدرت خود پرداختند و با ازدواجهای حساب شده، به امکانات تازه ای دست یافتند.

    برقعی می نویسد: «از زمانی که سران نارویی بر حسب شرایط اقتصادی و اجتماعی مساعد پا گرفتند، کم کم شروع به ازدواج و بر قراری پیوند خویشاوندی با دیگر طوایف منطقه نمودند. مهراب خان با ملک ها ازدواج کرد تا کسب اعتبار کند. او از خوانین رودبار نیز همسری اختیار کرد تا حامی قدرتمندی که در دستگاه والی کرمان نفوذی داشته باشد، پیدا کند و همین خویشاوندی برای فرزندانش بسیار مفید واقع شد، وی همچنین با خوانین بشاگرد و بارک زیی رابطه خویشاوندی برقرار کرد. محمد علیخان هم از خوانین طوایف بلیده ای، ملک، سالارهای بشاگرد همسرانی اختیار کرد.

    سردار حسین خان این شبکه روابط خویشاوندی را گسترش بیشتری بخشید، او از بلیده ای زن گرفت تابا یکی از قدرتمندترین خوانین مکران پیوند خویشاوندی را محکمتر سازد. دختر خویش را به رئیس طایفه ای مبارکی در چامف به نام خیر محمد داد، و بدین وسیله بلوچ های آهورانی را در اختیار گرفت. خواهرش بانو گراناز را به همسری میر حاجی، رئیس طایفه ای سلیمانی های بنت که حکومت محل را نیز در دست داشت، در آورد. و از این طریق بنت را از آن خاندان خویش کرد، برادرش چاکرخان و اولاده اش در فنوج سکنی گزیده و با ازدواج با بزرگان آن محل، در آنجا ریشه دوانیدند، وی با میرهای لاشار نیز از طریق همین برادر ارتباط خویشاوندی برقرار کرد.

    بدین ترتیب قدرت روسای ایل نارویی که بعدها شیرانی نام خانوادگی گرفتند از طریق شبکه های خویشاوندی در منطقه گسترده شد، علاوه بر اینها پیوندهای خویشاوندی دیگر توسط خود سردار سعید خان و سایر اعضای خاندان او در طول سه نسل گذشته و زمان خود او این شبکه را محکم تر و کامل تر کرد، به نحوی که تمام خوانین منطقه با او منسوب شدند.

     

     

    [ شنبه 91/2/23 ] [ 11:34 صبح ] [ ناروئی ] 3 نظر

    حکومت نارویی ها (3)

    نارویی ها در بلوچستان: مرکز نارویی‌ها در بلوچستان بمپور، نیکشهر بنت واسپکه است، در مورد وطن اصلی آنها نیز اقوال مختلفی وجود دارد، برخی نوشته اند: «نارویی چهارپشت است که در مناطق کنونیشان مانده‌اند، اصل آن‌ها را از نارویی‌های زابلی حرمگی می دانند، هنوز کلاً از اصلشان نبریده‌اند و دارای روابط خویشاوندی با آنان هستند (زین‌الدینی، ص 9) هنری فیلد می نویسد: « این مردم در اصل از رودبار آمده‌اند و در حوالی بمپورسکونت اختیار کردند، مدت دو قرن بمپور در تسط آنان بود تا اینکه آن‌ها را از آن ناحیه راندند و سپس در فنوج وگه (=نیکشهر) مستقر شدند.» (فیلد، ص 384) رزم آرا نیز اصل آن‌ها را رودباری می داند (رزم آرا، ص 11) اما در فرمانی مربوط به دوره ناصرالدین شاه به یکی از سران این طایفه به نام محمد علیخان، نسبت سیستانی داده شده است و به‌طوری که قبلاً بیان شد، تیت علم خان نارویی رئیس طایفه نارویی سیستان را برادر زاده رئیس نارویی بلوچستان ذکر کرد، بنابراین تقریباً شکی باقی نمی ماند که نارویی های بلوچستان شاخه ای از نارویی های سیستان هستندکه طبق اظهار بعضی از محققین با نارویی‌های افغانستان پیوند نزدیکی دارند، نارویی های اطراف اسپکه که در رابطه دائم با اسپکه هستند. هنوز روابط خویشاوندی خویش را با نارویی های افغانستان حفظ کرده اند و عرض موعود تاریخی آنان یا نیمی از وطن ذهنی شان افغانستان می باشد، نارویی ها دارای خویشاوندان شناخته و آشنا در افغانستان هستند و جریان این خویشاوندی تا حد وصلت و رفت آمد زنده و جاری است (اسپکه، ص 38) به‌نظر می رسد نارویی ها بعد از ترک افغانستان و مهاجرت به ایران در سراوان یادر سیستان به دو گروه تقسیم شده اند، گروهی از آنان سیستان را برای اقامت خود برگزیدند و گروهی دیگر به مناطق داخلی بلوچستان کوچ نموده اند اما قبل از ورود به بلوچستان مدتی را در رودبار گذرانیده‌اند. برقعی می‌نویسد: « اینان بر سر راه خود به رودبار جیرفت رسیدند، شبانه دستبردی زدندو چون قومی جنگ آور و سخت کوش بودند، حاکم و مردمان آنجا که از این یورش شبانه غافلگیر شده و بدون برداشتن آب و وسایل کافی به عجله دنبالشان کرده بودند، در کویر شکست سختی دادند و سپس آمدند تا بمپور که محل حکومت ملک‌ها(15)بود، ملک‌ها را به اینان نیاز بود که اینان جنگ آورانی بی باک بودند، و ملک ها حکمرانانی ضعیف، سعید خان پسر علیخان رئیس ایل نارویی، از ملک‌ها زن گرفت، و بدین وسیله در جرگه ی بزرگان محل وارد شد، اینان کم کم پا گرفته و قدرتمند شدند.» (برقعی ، ص 27). اما از قراین معلوم است که رابطه نارویی ها با رودبار چیزی فراتر از یک گذر شبیخون بوده است، محمد علیخان فوق‌الذکر در عریضه‌ای به ناصرالدین شاه می نویسد: «بعضی از اجداد غلام که همیشه به رکاب همایون استوار بوده‌اند، حال مدفون در ولایت کرمان می باشند.» (آدمیت ، 251) و چون رودبار از توابع جیرفت کرمان است بعید نیست که نامبرده به مدفن اجداد خود در رودبار نظر دارد. روایت دیگری نیز هست که نارویی ها قبل از ورود به بلوچستان مدتی در رودبار مستقر بوده اند حتی در آنجا با خوانین محلی روابط خویشاوندی برقرار نموده اند، تا اینکه «گروهی از آنها بر اثر کشمکشی که میان سعید خان شیرخان زیی و سردار رودبار پدید آمد، به رهبری سعید خان مزبور به بمپور که در تصاحب فرمانروایان ملک بود، مهاجرت کردند، خویشاوندی سعید خان با حاکم جیرفت و رودبار غنای خاک بمپور و انحطاطی که در دستگاه ملک ها پدیدار شده بود، عوامل جذب این مهاجرت بود، از قضا ورود سعید خان بمپور مصادف می شود با قشون کشی قجری که از سوی حاکم کرمان برای باج ستانی آمده بودند شبیخون نارویی ها موجب تاراندن قجرها می شود و سعید خان در دستگاه ملک موقعیتی پیدا می کند و یک آبادی که امروز هم به سعید آباد شهرت دارد، به او واگذار می شود، و با دختری از خانواده ملک ازدواج می کند، و بدین وسیله در جرگه بزرگان محل وارد می شود. مدتی بعد سعیدخان با همدستی شیخ مهراب جد بزرگ بارکزهی که محرم و نزدیک ملک بود و دروازه بانی کلات بمپور را به عهده داشت ملک را از قدرت خلع می کند و قدرت شیرانی ها(16) در بمپور سر آغازی محکم می یابد که تا اوایل دوره پهلوی ادامه دارد و فقط مدت کوتاهی دوست محمد خان بارک زیی جانشین شیرانی ها می شود (مبارکی، ص 1/ 13).

    تکیه بر اریکه قدرت در پرتو ازدواج‌های سیاسی: پس از استقرار نارویی ها در بمپور مهراب خان پسر و جانشین سعید خان در زمان حکومت زندیه و آغاز دولت قاجاریه نفوذ و قدرت خود را تا پیشین و نیکشهر و فنوج و بنت گسترش داد. اما در اواخر دوره حکومتش در سال 1250 قمری وقتی حبیب اله خان امیر توپخانه محمد شاه برای سرکوبی آقا خان محلاتی به بمپور آمد. طی حادثه ای نارویی ها ضربه سختی خوردند وعده زیادی از آنها کشته و اسیر شدند و برخی از آنها توسط سربازان دولتی به بازارهای برده فروشی فروخته شدند، ولی محمد شاه قاجار وقتی از شدت عمل امیر توپخانه با خبر شد، در صدد جبران بر آمد امیر توپخانه را به تهران احضار کرد و برای سردار مهراب خان و محمد علیخان که در زمان حیات پدر جانشین او بود خلعت فرستاد و دستور داد تا اسرایی که فروخته شده اند باز خرید شوند. (وزیری، ص 5-394) مهراب خان در یک درگیری بدست شه پسند ملک کشته شد و محمد علیخان فرزند او را به انتقام خون پدر همسر خود را که خواهر قاتل بود با دو فرزند رها کرد و به همه قدرتهای موجود یاغی شد، وی پس از یک سلسله درگیری بالاخره دستگیر و به تهران اعزام شد، اما پس از آزادی مجدداً به بمپور آمد و باز شروع به مخالفت نمود و باز شکست خورد و در بیابان‌های میناب مرد. ( سازمان برنامه ، ص 84 )دو پسر محمد علیخان، چاکرخان و حسین خان گرچه نخست برای مدتی بازداشت می شوند ولی سر انجام تحت حمایت قوای قاجاری فرمانفرما، دوباره قدرت می گیرند و مالیات بگیران سراسر بلوچستان می شوند.

     

     

    [ شنبه 91/2/23 ] [ 11:33 صبح ] [ ناروئی ] 3 نظر

    حکومت نارویی ها(2)

    با فوت امیرعلم خان قدرت او بین دو فرزندش تقسیم شد، حکومت سیستان به امیر علی اکبر خان حسام الدوله پسر بزرگ و حکومت قاینات به پسر دوم او امیر اسماعیل خان شوکت الملک تفویض شد (منصف ص 30)این تجزیه‌ی قدرت، رقابت‌های شدیدی را بین دو برادر به وجود آورد، بعدها که امیر اسماعیل خان شوکت الملک بسبب نداشتن فرزند برادر کوچک‌تر خود محمد ابراهیم خان را مورد توجه قرار داد و ثلث اموال خود را بدو بخشید، این اختلاف اوج گرفت و بالاخره در سال 1323 قمری حکومت مرکزی دو برادر را به تهران احضار کرد. امیر علی اکبر خان بلافاصله عازم تهران شد، ولی امیر اسماعیل خان به‌علت بیماری قلبی به تهران نرفت و محمد ابراهیم خان را به نیابت خود فرستاد، در همین زمان امیر اسماعیل خان در گذشت و محمد ابراهیم خان موفق شد با زد و بند و جلب نظر در باریان فرمان حکومت قاینات را با لقب شوکت الملک از مظفرالدین شاه بگیرد (همان، 50-49 و 265 نقل به معنی) وی پس از مراجعت به بیرجند با بهره مند شدن از میراث پدر و ثروت برادر به‌صورت بزرگ‌ترین قدرت مالی و اقتصادی خاندان علم در آمد ولی با برادرش امیر علی اکبر خان که جانشینی برادر را حق مسلم خود می دانست اختلاف داشت. حکومت سیستان هنوز در دست امیر علی اکبر خان بود، ولی او بسبب کهولت سن اختیارات را به فرزند خود امیر معصوم خان حشمت الملک واگذار کرد (همان 30 تا 52 و 45 تا 265 به تناوب) وی از طرف مادر نارویی بود، سایکس در این باره می نویسد : «میر معصوم خان (جوان 19 ساله) فوق‌العاده متکبر و مغرور است. و مخصوصاً چون مادرش دختر سردار شریف خان است از این رهگذر زیاد به خود می‌بالد، اوضاع سیستان در این تاریخ جالب توجه بود، نظر به قرابت و بستگی نزدیک میر معصوم خان با قبیله نهرویی خالوی مشار‌الیه سردار سعید خان باطناً زمام کارها را در دست داشت و چون شکایت زیاد به حشمت الملک (منظور علی اکبر خان است) رسید، او نیز پسر بزرگ خود را که از مادر میر معصوم خان نبود به حکمرانی سیستان فرستاد. ولی چون میر معصوم خان حکومت را تحویل نداد، به پردل‌خان یکی از روسای قبیله سربندی دستور داد تا نهرویی‌ها را از سیستان خارج کند. جنگ دوتیره سربندی و نهرویی بالاخره آغاز گردید و نهرویی ها به سمت افغانستان متواری شدند (سایکس، ص 381) بالاخره در سال 1330 قمری حکومت سیستان هم به ابراهیم خان واگذار شد، وی یکی از مدافعین سر سخت رضا شاه بود. مؤلف زندگینامه‌ی او می‌نویسد: « با آنکه رضا شاه مخالف سازمان‌های اشرافی رژیم ملوک الطوایفی و دستگاه خان خانی بود، ولی این مرد که بازمانده‌ی یک سلسله فئودال قدیمی بود، با کمال مهر و محبت او را در دربار خود برگزید. (منصف، ص 8) البته رضا شاه از او به عنوان یک حربه علیه مخالفین خود در سیستان و بلوچستان استفاده می‌کرد، زیرا خانواده‌ی علم طی سال‌ها حکومت در آن منطقه شبکه‌ی خویشاوندی وسیعی از طریق ازدواج در این استان به وجود آورده بودند، شوکت الملک تقریباً با تمامی خوانین و روسای عشایر بلوچ قرابت داشت و از طریق آنان بود که می‌توانست هر نوع نغمه مخالفی علیه رضا شاه را در نطفه خفه کند و اساس حکومت او را تحکیم بخشد، با کمک او بود که رضا شاه توانست، دوست محمد خان، جمعه خان اسماعیل زیی و جنیدخان رئیس ایل یار احمد زیی مقتدرتین مخالفین خود را در بلوچستان سرکوب کند (منصف، ص 7-106) پس از امیر علم خان حکومت سیستان به برادر زاده‌اش امیر محمد رضا خان صمصام الدوله واگذار شد و بعد از بر افتادن حکام محلی در زمان پهلوی دوم، همین دار و دسته با پوشش‌ها و عناوین جدید وزیر و استاندار و فرماندار و شهردار و نماینده‌ی مجلس تا آخرین روزهای حکومت پهلوی در این استان صاحب نفوذ یا مصدر کار بودند.

     

     

    [ شنبه 91/2/23 ] [ 11:32 صبح ] [ ناروئی ] یک نظر

    حکومت نارویی ها

    اولین رئیس طایفه نارویی در سیستان «علم خان» نام داشته است که تیت در سال 1905 میلادی قبر او را در رام شهرستان(14) دیده است، شهرت یافتن قلعه به نام او نیز مؤید این امر است، نامبرده می نویسد : « میر علم خان از خود چندین پسر بر جای گذاشت، اما استعداد آمرانه و کفایت دومین پسر وی یعنی شریف خان به زودی او را به مقام ریاست آن خاندان ترقی داد، وی سرکردگی بلوچ‌ها را در سیستان به‌عهده داشت و در آن سرزمین صاحب قدرتی گردید، پسر امیر قاین در آن زمان با دختر شریف خان وصلت کرد (تیت، ص 1/ 9 - 178) نارویی‌ها زمانی در سیستان صاحب نفوذ و اعتبار شدند که با میران و خوانین محلی روابط خویشاوندی برقرار کردند، به‌ویژه پس از ازدواج یکی از پسران میر علم خان امیر قاین با دختر شریف خان نارویی، قدرت و نفوذ این طایفه حتی مایه آزار امیر قاین هم شد. امیران بیرجند هر چند بلوچ نیستند ولی به‌علت مجاورت حوزه فرمانروایی آنان با سیستان نقش سرنوشت سازی در زندگی بلوچ داشته اند، لذا بررسی نحوه نفوذ آنها در سیستان خارج از بحث این مقال نیست.

    پیوند امیران بیرجند ( خانواده علم) با طوایف بلوچ :

    جد امیران بیرجند، امیر اسماعیل خان خزیمه است که در اواخر دوره‌ی صفویه و پس از ورود شاه طهماسب صفوی به خراسان به دعوت نادر قلی افشار از مازندران به خراسان آمد و به حضور شاه رسید و به اردوی نادری پیوست. در همین زمان در سال 1144 ه.ق حکومت قاینات به او تفویض شد. پس از وی پسرش امیر علم خان روی کار آمد، که بعد از کشته شدن نادر از جانشینان وی حمایت کرد و با احمد خان درانی اعلام جنگ داد و بالاخره در صحنه رقابت با سرداران قزلباش جان باخت (منصف، ص 23) سپس فرزندش امیر علیخان به حکومت قاینات رسید، او در جنگ‌هایی که بین لطفعلی خان زند و آغا محمدخان قاجار روی داد طرف لطفعلی خان را گرفت و او را در سال 1208 ه.ق در بیرجند پناه داد (آیتی، ص 123)پس از مرگ وی پسرش امیر علم خان دوم حکومت قاینات را به عهده گرفت، پس از او امیر اسدالله خان ملقب به «حسام‌الدوله» و سپس فرزندش امیر علم خان نیز به داعی تجلیل و تشریف موکب سلطنت به مشهد رفت و ملقب به حشمت الملک و از رجال بزرگ شمرده شد و در همان سال مقرر شد که بر سر سیستان رفته و قلاع سیستان را از دست ابراهیم خان بلوچ و دیگر سرداران آن طایفه مستخلص دارد و تلگراف این فتح در مبارک آباد به امضای امیر علم خان و محمد اسماعیل خان به شاه رسید ازآن پس ولایت سیستان ضمیمه‌ی قاین گردید (همان، ص 129) امیر علم خان بعد از این انتصاب، حکام جزء را که در نواحی مختلف قاینات حکومت داشتند، تحت انقیاد خود در آورد و حاکمیت قاطعی در حوزه حکمرانی خود ایجاد کرد. «بعد از فتح سیستان برای استقرار امر خود با سرداران بلوچ مواصلت نمود، دختر سردار ابراهیم خان را خود و دختر سردار شریف خان را برای پسرش امیر علی خان و دختر سردار احمد خان (حاکم لاش و جوین) را برای پسر دیگرش امیر محمد اسماعیل خان به حباله نکاح در آورد» (آیتی، ص 128)


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : نارویی ,امیر ,حکومت ,سیستان ,محمد ,خویشاوندی ,طایفه نارویی ,روابط خویشاوندی ,حکومت قاینات ,امیر اسماعیل ,شوکت الملک ,سردار خدادخان نارویی ,محلی روابط خویشاوندی ,روابط خویشاوندی برقرار ,رئیس طایفه نارویی ,
    طایفه ناروئی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده